السيد علي الحسيني الميلاني
43
نگاهى به حديث منزلت (فارسى)
قال : فإنّه كذلك . علىجان ! آيا خشنود نمىشوى كه براى من به مانند هارون براى موسى باشى ، مگر آن كه تو پيامبر نيستى ؟ گفت : چرا اى رسول خدا ! فرمود : پس تو همان گونه هستى . به روايت نَسائى نَسائى اين روايت را در خصائص اين گونه نقل مىكند : مردم گفتند : پيامبر از على خسته شده و از همراهى او متنفّر است . در روايت ديگرى آمده كه على عليه السلام به پيامبر عرض كرد : قريش گمان كرده كه چون همراهى من بر شما سخت و گران است و از حضور من در كنار خود ناخرسندى ، مرا در مدينه گذاشتى . سپس حضرتش گريه كرد . چون پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله چنين ديد ، در بين مردم ندا داد : ما منكم أحد إلّاوله خاصّة . يابن أبي طالب ! أما ترضى أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسى إلّاأنّه لا نبي بعدي ؟ هيچ كدام از شما نيست مگر آن كه كسى را براى خود اختصاص مىدهد . اى پسر ابوطالب ! آيا تو راضى نمىشوى كه براى من